منِ مُبـــهم

به نام خداوند بخشنده ی مهربان

خانوم مُبهم هستم.

کُپی باذکر منبع مانعی ندارد...

لینک کوتاه شده برای بلاگفایی ها:

http://l1l.ir/asil21

طبقه بندی موضوعی

۹۹ مطلب با موضوع «نگرش» ثبت شده است

تصمیمِ دَمِ عیدی

پنجشنبه, ۳ فروردين ۱۳۹۶، ۱۲:۲۴ ب.ظ

آیا این درست است که وقتی تصمیم میگیری دیگه شیرینی جات مصنوعی نخوری ، پای شیرینی خامه ای به خونه ات باز بشه؟!




یک بزرگ مردی1 در این زمان فرمود:،تُف تُف:|



  • منِ مُبهم

مصاحبه شغلی

شنبه, ۲۸ اسفند ۱۳۹۵، ۱۱:۰۲ ب.ظ

این مصاحبه شغلی را حتما ببینید ،ارزش یکبار دیدن وحتی روزی یکبار دیدن را دارد:)

دریافت




 پ ن:مرسی از تمام کسایی که برای پست قبل نظر گذاشتند، 

 در مقایسه با زمانی که نظرات بسته اند نظرات خیلی زیاد بود ،خیلییییی ذوق کردم وانتظار این حجم از نظر دور از ذهنم بود.

 مثل این بود که در را باز کردم کلی جمعیت پشت در بودند وهمه با هم هجوم آوردند :))

خیلی خوب بود ،عالی بود :))

خدا دلتون را شاد کنه:)

ودر آخر این دلجویی شرکت بوتان در آخر سال غیر منتظره بود ،در کل چون همیشه در مقابل شکایتهایمان بی توجهی دیدیم همچنین انتظاری نداشتیم.

دمشان گرم ما که یادمان نبود:))

کلیک


  • منِ مُبهم

هر چه میخواهد دل تنگت بگو

پنجشنبه, ۲۶ اسفند ۱۳۹۵، ۰۲:۴۷ ق.ظ

توجه کردید آدمها هر وقت سبزی پاک میکنند تمام حرفهای دلشان به زبانشان می آید...

من اینطور فکر میکنم که سبزی پاک کردن رابطه مستقیمی با افکار درونی دارد...

شاید حتی با دیدنش این افکار تخلیه شود...

خواستم بگویم آخر سالی هر چه میخواهید بگویید ،نگذارید غم باد شود ...

گوشم شنوای حرفها ودرد دل هایتان است...

میتوانید ناشناس بگویید.

نظرات تایید نمیشوند..

  • منِ مُبهم

غلطــِ املایـی

جمعه, ۲۰ اسفند ۱۳۹۵، ۰۷:۴۳ ب.ظ

غلط املایی ربطی به سواد وبی سوادی ندارد ،غلط املایی داشتن یک صفت است؛

مثل خوبی ،مهربونی و...

چیزی ست که در درونت ریشه کرده ودرست شدنی نیست.

یکی از دوستانم پژوهشگر ومشغول کار در دانشگاه گیلان است اما در پیام هاش همیشه غلط املایی دارد ،غلط املایی هایی که چشمانت را گرد میکند ! ! !

Moهم همینطور است ،هنوز که هنوزه غلط املایی دارد...

به نظر ام رسید که این غلط املایی ها یکی ازصفت شان است ؛

 این نوشته<<کلیک >>دستخط دوران دبستانش این قضیه را تایید میکند که غلط املایی در وجودش نهادینه شده:))

 از این به بعد یادتان باشد ،

غلط املایی ضعف نیست

بی سوادی نیست 

بلکه

یک صفت است.

یک صفت خنده دار:))



پ ن: متاسفانه ادامه داستان در دسترس ما نیست ،وخود Moهم ادامه داستانش را به یاد ندارد ،اما از آنجایی که ما در ایران زندگی می کنیم احتمالا پایان خوشی رقم میخورد ...

  • منِ مُبهم

یک سِرُم نقاشی

سه شنبه, ۱۷ اسفند ۱۳۹۵، ۰۹:۱۷ ق.ظ

وقتی خونِ نقاشیتون پایین بیاد ،نتیجه اش این میشه که در خانه تکانی ،ذهنتان  کلی شکلکهای تخیلی میبینه ...

کلیک1

کلیک2

کلیک3

  • منِ مُبهم

گونه ای از بلاگرهای شریف

شنبه, ۱۴ اسفند ۱۳۹۵، ۰۲:۰۸ ب.ظ

وقتی حواس تون به خواننده های فعالتون که براتون زبون میریختن ، بود.

من حواسم پیش آن خواننده خاموشی بودکه من را خاموش دنبال میکنه ،بدون هیچ توقعی...

من حتی به توی خاموش هم فکر هم میکنم.

جات خوبه ؟؟؟

آدمهای ساکت وخاموش ترجیح میدهند گوشه گیر باشند، با فاصله شما را دنبال میکنند ،اینها نقش بازی نمی کنند خودواقعیشون هستند وتو دلشون میگن باداباد ...

من اگر جای شباهنگ بودم در لیست بلند بالای وصایاش به بلاگرهای جوان

حتما گوشزد میکردم یک حقوق بلاگری برای خواننده های خاموش هم در نظر بگیرند تا به عنوان خواننده رسمی شناخته بشن ،وبشه بهشون اعتماد کرد...

من مطمئنم اگر از خواننده های خاموش امتحان <<شخصیت شناسی ودرک مطالب دیگران>> گرفته بشه اینها  ،بالاترین امتیاز را کسب میکنند چون اینها دقیق ترین خواننده هایی هستند که وقتشون صرف خوندن میشه نه نوشتن نظر...

زنده باد هرچه خواننده خاموش...


  • منِ مُبهم

پُشت غرور

جمعه, ۱۳ اسفند ۱۳۹۵، ۰۲:۵۴ ب.ظ

با اینکه هر دوتایمان خانُم هستیم ،اما تابحال نشده ،قربان صدقه ی هم برویم...

گاهی فکر میکردم شاید مرا دوست ندارد  

نه تعریفی ، نه تمجیدی...

تا اینکه اعتراف کرد ،خواب دیده من فــوت شده ام ...

میگفت :وقتی بیدار شدم ،تمام روز را افسرده گذراندم....



بروز ندادن احساسات ،دلیل بر بی اهمیت بودن شمـا نیست...



  • منِ مُبهم

حریـمــ ـممنوعه

يكشنبه, ۸ اسفند ۱۳۹۵، ۰۲:۰۶ ب.ظ

تنها یک جلسه همدیگر را دیدیم ،از همان اول او را پسندیدم ، 

نگاهش ،رفتارش،خنده هایش با گونه ی چال دارش...

هفته دوم به کلاس نیامد استاد گفت:خانم فلانی دانشگاه است ، نمی آید ...

 امروز به کلاس رفتم ،حواسم به او نبود..

 تا مرا از دور دید ، سلام بلندی کرد....

در دلم ذوق کردم ،قانون جذب کار خودش را کرد ،دوست جدید رویایی...

در کلاس روبه روی هم بودیم تا اشتباه میکرد ، مرا نگاه میکرد و میخندید

 باهمان گونه های چال دارش دلم را میبرد...

زمان برگشت در حال پوشیدن پوتینم بودم ،منتظر بود تا غیر مستقیم باهم تا سر خیابان برویم...

به روی خودم نیاوردم ،بندهایم را محکم بستم وبدون آنکه نگاهش بکنم از کنارش رد شدم ..

گامهای بلند برداشتم وازمحوطه دور شدم...!!!

در طول مسیر به خودم یاد آوری میکردم اگر لذت این نگاه ،این دوستی شیرین رابخواهم باید فاصله بگیرم... 

همه چیز از دور قشنگ است...

 

 
  • منِ مُبهم

چکمه به معنای واقعی

يكشنبه, ۱ اسفند ۱۳۹۵، ۱۲:۴۵ ق.ظ

یک گیله مرد یا یک گیله زن باید از این چکمه ها بپوشه ودر برفها قدم بزنه ...

بقیه چکمه هایی که در بازار دیدید سوسول بازیه...




پ ن:چالش زبان مادری:کلیک

جای ماشرکت کنید


  • منِ مُبهم

یک تیر وچند نشان

جمعه, ۲۹ بهمن ۱۳۹۵، ۰۷:۳۲ ب.ظ

+تمام لذتهای دنیا به کنار این لذت 1نظر جدید1 به کنار.کلیک

+در روزهای قبل از برف که همه مردم هجوم آورده بودند ، برای نان وخوراک وفلان ...

 Moجان ما فکر موتور برق بود ،تا ما درد تاریکی و بی آبی نکشیم آخرش هم قبل شروع برف موتور برق را خرید. "مغز متفکر"

+کلی پُست بهمن ماهی داشتم که نشد بذارم.

خداحافظ بهمن جـان عـزیزم...




پ ن1:منظور از لذت یک نظر جدید یعنی فقط وقتی می نویسه یک نظر جدید لذت میبرم وقتی به دو وبه بالا میرسه اون لذت وجود نداره

پ ن2:  نویسنده سعی اش را کرد تا کلمات را نشکند اما یکی در میان موفق شد .

والسلام

  • منِ مُبهم