منِ مُبـــهم

به نام خداوند بخشنده ی مهربان



خانوم مُبهم هستم.

کُپی باذکر منبع مانعی ندارد...



لینک کوتاه شده برای بلاگفایی ها:

http://l1l.ir/asil21

طبقه بندی موضوعی

۷ مطلب با موضوع «نوستالژی» ثبت شده است

گویش شیرین

پنجشنبه, ۱۴ بهمن ۱۳۹۵، ۱۲:۳۸ ق.ظ
  • منِ مُبهم

واقع بین بودن یا نبودن؟؟؟

سه شنبه, ۲۱ دی ۱۳۹۵، ۱۱:۱۸ ق.ظ

فکرش را بکنید.

در خانواده ای به دنیا بیایی که پسر زا هستند ودر میان آن همه پسر تو تک دختر باشی .

دختری که وقتی بوسش میکنند صورتش را جلوی چشمها یشان پاک میکرد!!!

دختر نچسبی که وقتی نازش میکردند چشم غره تحویلشان می داد.

پادشاهی می کردم...

همه چیز خوب پیش میرفت ،تا اینکه خواهر کوچکم به دنیا آمد .

وتمام کاسه وکوزه مان را شکست.

شاید این موضوع میتوانست بهترین  دلیلی باشد تامتقاعدم کند که به روزهای خوش دل نبندم و واقع گرا باشم...

اما نخواستم متوجه باشم ،هیچ چیزی چه خوب وچه بد دایمی نیست...

وهمه یمان این اشتباه را بارها وبارها تکرار میکنیم...

ودل می بندیم به چیزهای گذری ...

وباز چوبش را میخوریم...

وباز دل می بندیم..

و..


واین داستان به همین شکل ادامه دارد...


  • منِ مُبهم

شمال

چهارشنبه, ۲۶ آبان ۱۳۹۵، ۰۱:۲۷ ق.ظ


فقط یک شمالی میدونه صبح بیدار شدن در این خونه ها باصدای خروس چقدر هیجان انگیز است.

در حیاط با آب خنک صورت بشوری .

هوای مه گرفته ونسیم خنک ...

چایی ،نعلبکی ،نباتی فومنی  ونون چوراک داغ وپنیر محلی

کنار چراغ نفتی...

وای خدا دلــــم خواست.


  • منِ مُبهم

نوستالژی تلخ

شنبه, ۱۰ مهر ۱۳۹۵، ۰۵:۲۹ ب.ظ


دلم برای بوی چراغ نفتی وپتو چهل تیکه خونه مادر بزرگم ،در این هوای سرد تنگ است.

حیف که دیگر نه مادربزرگ است نه چراغ نفتی و نه پتوی چهل تیکه ای...فقط روابط سرد فامیل ها مانده😢

  • منِ مُبهم

پاکن خوشبو

دوشنبه, ۳۱ خرداد ۱۳۹۵، ۱۰:۴۳ ق.ظ
وقتی کلاس دوم بودم مادرم برای من وبرادرم پاکن عطری خرید .

عاشق بویش بودم ،دوست داشتم  آن را بخورم "یک بارم یک تکه اش را خوردم:)) "

حالا گهگداری که از خیابان رد میشوم بویش می آید.همان جا می ایستم تا میتوانم بویش میکنم^___^

حالا که میخواهم آن را بخرم ،

در  این رشت به این بزرگی  پاکن عطری پیدا نمیشود...!
  • منِ مُبهم

بهــار نـــارنج

پنجشنبه, ۱۶ ارديبهشت ۱۳۹۵، ۱۰:۱۹ ب.ظ



مست میشوم از بوی بهار نارنج...

نه عاشقانه است !

نه ادبی!

فقط مرا یاد کودکیم در دزفول می اندازد:)



"منِ مُبهم"

  • منِ مُبهم

صدای سوت یا صدای جیغ

چهارشنبه, ۸ ارديبهشت ۱۳۹۵، ۰۳:۲۶ ب.ظ

اینکه از صدای موزیک وبلند صحبت کردن استفاده میکردیم ...

تا صدای سوت وصل شدن با کارت اینترنت معلوم نشود ،


نوستالژی خنده دار ومشترکی بود ،که من وMOهر دو باهم داشتیم.

اما آخرش با فهمیدن مامان هایمان از روی اشغال شدن خط تلفن ،به اتمام نت گردی منجر میشد.



#نوستالژی مشترک همه ی ماها این صدای سوت بود.

  • منِ مُبهم