منِ مُبـــهم

به نام خداوند بخشنده ی مهربان

خانوم مُبهم هستم.

کُپی باذکر منبع مانعی ندارد...


طبقه بندی موضوعی

۳۲ مطلب با موضوع «رفیق» ثبت شده است

به در بگو دیوار بشنوه

پنجشنبه, ۱۷ فروردين ۱۳۹۶، ۰۱:۴۲ ق.ظ

اون:

بهش گفتم :از میخک خوشم میاد ،حالا فِرتی برام میخک میخره ،کاش بهش میگفتم رز دوست دارمـا.

من:

خوب این کاری نداره رو عکس پروفایلت ،عکس رز بذار ،از فردا برات رز میخره...




از فرداییش عکس بالا پروفایلش شده ولی خبری از گل رز نشده..

 راهکارم منطقی بود ،گیراییه یارو مشکل داشت...



#رز بخرید.🌹

  • منِ مُبهم

مصاحبه شغلی

شنبه, ۲۸ اسفند ۱۳۹۵، ۱۱:۰۲ ب.ظ

این مصاحبه شغلی را حتما ببینید ،ارزش یکبار دیدن وحتی روزی یکبار دیدن را دارد:)

دریافت




 پ ن:مرسی از تمام کسایی که برای پست قبل نظر گذاشتند، 

 در مقایسه با زمانی که نظرات بسته اند نظرات خیلی زیاد بود ،خیلییییی ذوق کردم وانتظار این حجم از نظر دور از ذهنم بود.

 مثل این بود که در را باز کردم کلی جمعیت پشت در بودند وهمه با هم هجوم آوردند :))

خیلی خوب بود ،عالی بود :))

خدا دلتون را شاد کنه:)

ودر آخر این دلجویی شرکت بوتان در آخر سال غیر منتظره بود ،در کل چون همیشه در مقابل شکایتهایمان بی توجهی دیدیم همچنین انتظاری نداشتیم.

دمشان گرم ما که یادمان نبود:))

کلیک


  • منِ مُبهم

غلطــِ املایـی

جمعه, ۲۰ اسفند ۱۳۹۵، ۰۷:۴۳ ب.ظ

غلط املایی ربطی به سواد وبی سوادی ندارد ،غلط املایی داشتن یک صفت است؛

مثل خوبی ،مهربونی و...

چیزی ست که در درونت ریشه کرده ودرست شدنی نیست.

یکی از دوستانم پژوهشگر ومشغول کار در دانشگاه گیلان است اما در پیام هاش همیشه غلط املایی دارد ،غلط املایی هایی که چشمانت را گرد میکند ! ! !

Moهم همینطور است ،هنوز که هنوزه غلط املایی دارد...

به نظر ام رسید که این غلط املایی ها یکی ازصفت شان است ؛

 این نوشته<<کلیک >>دستخط دوران دبستانش این قضیه را تایید میکند که غلط املایی در وجودش نهادینه شده:))

 از این به بعد یادتان باشد ،

غلط املایی ضعف نیست

بی سوادی نیست 

بلکه

یک صفت است.

یک صفت خنده دار:))



پ ن: متاسفانه ادامه داستان در دسترس ما نیست ،وخود Moهم ادامه داستانش را به یاد ندارد ،اما از آنجایی که ما در ایران زندگی می کنیم احتمالا پایان خوشی رقم میخورد ...

  • منِ مُبهم

گونه ای از بلاگرهای شریف

شنبه, ۱۴ اسفند ۱۳۹۵، ۰۲:۰۸ ب.ظ

وقتی حواس تون به خواننده های فعالتون که براتون زبون میریختن ، بود.

من حواسم پیش آن خواننده خاموشی بودکه من را خاموش دنبال میکنه ،بدون هیچ توقعی...

من حتی به توی خاموش هم فکر هم میکنم.

جات خوبه ؟؟؟

آدمهای ساکت وخاموش ترجیح میدهند گوشه گیر باشند، با فاصله شما را دنبال میکنند ،اینها نقش بازی نمی کنند خودواقعیشون هستند وتو دلشون میگن باداباد ...

من اگر جای شباهنگ بودم در لیست بلند بالای وصایاش به بلاگرهای جوان

حتما گوشزد میکردم یک حقوق بلاگری برای خواننده های خاموش هم در نظر بگیرند تا به عنوان خواننده رسمی شناخته بشن ،وبشه بهشون اعتماد کرد...

من مطمئنم اگر از خواننده های خاموش امتحان <<شخصیت شناسی ودرک مطالب دیگران>> گرفته بشه اینها  ،بالاترین امتیاز را کسب میکنند چون اینها دقیق ترین خواننده هایی هستند که وقتشون صرف خوندن میشه نه نوشتن نظر...

زنده باد هرچه خواننده خاموش...


  • منِ مُبهم

حریـمــ ـممنوعه

يكشنبه, ۸ اسفند ۱۳۹۵، ۰۲:۰۶ ب.ظ

تنها یک جلسه همدیگر را دیدیم ،از همان اول او را پسندیدم ، 

نگاهش ،رفتارش،خنده هایش با گونه ی چال دارش...

هفته دوم به کلاس نیامد استاد گفت:خانم فلانی دانشگاه است ، نمی آید ...

 امروز به کلاس رفتم ،حواسم به او نبود..

 تا مرا از دور دید ، سلام بلندی کرد....

در دلم ذوق کردم ،قانون جذب کار خودش را کرد ،دوست جدید رویایی...

در کلاس روبه روی هم بودیم تا اشتباه میکرد ، مرا نگاه میکرد و میخندید

 باهمان گونه های چال دارش دلم را میبرد...

زمان برگشت در حال پوشیدن پوتینم بودم ،منتظر بود تا غیر مستقیم باهم تا سر خیابان برویم...

به روی خودم نیاوردم ،بندهایم را محکم بستم وبدون آنکه نگاهش بکنم از کنارش رد شدم ..

گامهای بلند برداشتم وازمحوطه دور شدم...!!!

در طول مسیر به خودم یاد آوری میکردم اگر لذت این نگاه ،این دوستی شیرین رابخواهم باید فاصله بگیرم... 

همه چیز از دور قشنگ است...

 

 
  • منِ مُبهم

رفیق فاب2

يكشنبه, ۱۹ دی ۱۳۹۵، ۱۰:۲۷ ق.ظ



پشت این درخت روبروی نمایشگاه کتاب خاتم انبیا نشسته بودم ومنتظرم بودم تا فایزه(( کلیک ))بیایید تا به نمایشگاه کتاب برویم.

قرارمان ساعت 4:30دقیقه بود ،اما طبق معمول باز فایزه بدقولی کرد وساعت پنج دیدم آرام آرام به سمت خاتم انبیا می آید...

آنروز دیگر حرص نخوردم

چون می دانستم تا دوماه دیگر یک پسر تهرانی فایزه را برای همیشه با خودش می برد .

واین یعنی آغاز جدایی ما

قطعا هم هیچ پسری برای ازدواجش به دلتنگی دوستان همسر آینده اش نگاه نمیکنند...

حالا حاضرم ساعتها بنشینم وفایزه دیر کنند ...

من بنشینم واو بدقولی کند ...

من بنشینم  اما قلبم روشن بماند که او می آید... 

  • منِ مُبهم

مجاز های ابدی

يكشنبه, ۲۸ آذر ۱۳۹۵، ۰۱:۲۲ ق.ظ

بی جا کردی...

مگه من میذارم...

مگه دست خودته...

حرفشم نزن...

و....

همه ماگاهی به این جملات نیازمندیم.

این حرفها نشان دهنده این است که برای کسی مهم هستیم.قرار نیست شخصیت مهمی یاخاصی آنها را بگوید ،یک دوست مجازی هم می توانند با این حرفها جان یک وبلاگ را از دست توهم بلاگر نجات دهد.

بعضی بلاگر ها نیازمند این جملاتند.



تمام کسانی که میخوانمتان مگر دست خودتان است ،حرفش را هم نزنید بمانید ،بنویسید وبدرخشید💎

  • منِ مُبهم

انرژی مثبت خانه ما

دوشنبه, ۲۲ آذر ۱۳۹۵، ۰۲:۴۷ ب.ظ
 

خانه ی ما یک خاصیت خوبی دارد. 

آن هم انرژی مثبت در راه پله هاست.
هر مهمانی با دیدن آنها انرژی می گیرد وبا خوشحالی وارد خانه مان میشود.
با این چیزهای کوچک هم میشود کسی را خوشحال کرد.
کودک درونتان را قلقلک دهید:)
 
 
 

 
  • منِ مُبهم

پناه

چهارشنبه, ۱۰ آذر ۱۳۹۵، ۰۱:۴۷ ق.ظ

 از اعتمادم سو استفاده کردند.

 اوایلش هنگ بودم اما تصمیم گرفتم بروم.

به جای دیگر پناهنده شدم.

ودیگر برای همیشه اقامت گرفتم وماندم.

یک سال از مهاجرتم میگذرد.

مهاجرت وبلاگی...

وبلاگم در بیان یک ساله شد:)

خیلی زودتر از آن چیزی که فکر میکردم به بیان عادت کردم.

اوایل برایم غریب بود یک گوشه چهار زانو و دست به سینه در کنار دکمه مرکز مدیریت مینشستم .

اما بعد دستم را گرفت وهمه چیز را به من نشان داد=)

از همه تشکر می کنم که از اول تا آخرش کنارم بودید

مرسی از  راضیه وعالمه وسوسن که اولین نفراتی بودن که مقدمم را گرامی داشتند😊

اُمیدوارم بیان  خوب بماند

درسته کمی خسیس وهمه چیز پولکیست...

اما امکاناتش واقعا عالیست...

هر چه باشد مثل بلاگفا خائن وخیانتکار نیست...

  • منِ مُبهم

رفیق ابدی

شنبه, ۱۵ آبان ۱۳۹۵، ۰۹:۵۵ ق.ظ


میدونید بدترین مُجازات آن دنیا چیست؟؟؟

این که خدا به شما توجه نکند چون این دنیا بهش توجه نکردید...

خدایا مگه نمیگی رفیقی...

پس تو هر دو دنیا رهام نکن  ...



  • منِ مُبهم