منِ مُبـــهم

به نام خداوند بخشنده ی مهربان

خانوم مُبهم هستم.

کُپی باذکر منبع مانعی ندارد...

لینک کوتاه شده برای بلاگفایی ها:

http://l1l.ir/asil21

طبقه بندی موضوعی

۸۱ مطلب با موضوع «درد دل» ثبت شده است

تصمیمِ دَمِ عیدی

پنجشنبه, ۳ فروردين ۱۳۹۶، ۱۲:۲۴ ب.ظ

آیا این درست است که وقتی تصمیم میگیری دیگه شیرینی جات مصنوعی نخوری ، پای شیرینی خامه ای به خونه ات باز بشه؟!




یک بزرگ مردی1 در این زمان فرمود:،تُف تُف:|



  • منِ مُبهم

هر چه میخواهد دل تنگت بگو

پنجشنبه, ۲۶ اسفند ۱۳۹۵، ۰۲:۴۷ ق.ظ

توجه کردید آدمها هر وقت سبزی پاک میکنند تمام حرفهای دلشان به زبانشان می آید...

من اینطور فکر میکنم که سبزی پاک کردن رابطه مستقیمی با افکار درونی دارد...

شاید حتی با دیدنش این افکار تخلیه شود...

خواستم بگویم آخر سالی هر چه میخواهید بگویید ،نگذارید غم باد شود ...

گوشم شنوای حرفها ودرد دل هایتان است...

میتوانید ناشناس بگویید.

نظرات تایید نمیشوند..

  • منِ مُبهم

گونه ای از بلاگرهای شریف

شنبه, ۱۴ اسفند ۱۳۹۵، ۰۲:۰۸ ب.ظ

وقتی حواس تون به خواننده های فعالتون که براتون زبون میریختن ، بود.

من حواسم پیش آن خواننده خاموشی بودکه من را خاموش دنبال میکنه ،بدون هیچ توقعی...

من حتی به توی خاموش هم فکر هم میکنم.

جات خوبه ؟؟؟

آدمهای ساکت وخاموش ترجیح میدهند گوشه گیر باشند، با فاصله شما را دنبال میکنند ،اینها نقش بازی نمی کنند خودواقعیشون هستند وتو دلشون میگن باداباد ...

من اگر جای شباهنگ بودم در لیست بلند بالای وصایاش به بلاگرهای جوان

حتما گوشزد میکردم یک حقوق بلاگری برای خواننده های خاموش هم در نظر بگیرند تا به عنوان خواننده رسمی شناخته بشن ،وبشه بهشون اعتماد کرد...

من مطمئنم اگر از خواننده های خاموش امتحان <<شخصیت شناسی ودرک مطالب دیگران>> گرفته بشه اینها  ،بالاترین امتیاز را کسب میکنند چون اینها دقیق ترین خواننده هایی هستند که وقتشون صرف خوندن میشه نه نوشتن نظر...

زنده باد هرچه خواننده خاموش...


  • منِ مُبهم

یک تیر وچند نشان

جمعه, ۲۹ بهمن ۱۳۹۵، ۰۷:۳۲ ب.ظ

+تمام لذتهای دنیا به کنار این لذت 1نظر جدید1 به کنار.کلیک

+در روزهای قبل از برف که همه مردم هجوم آورده بودند ، برای نان وخوراک وفلان ...

 Moجان ما فکر موتور برق بود ،تا ما درد تاریکی و بی آبی نکشیم آخرش هم قبل شروع برف موتور برق را خرید. "مغز متفکر"

+کلی پُست بهمن ماهی داشتم که نشد بذارم.

خداحافظ بهمن جـان عـزیزم...




پ ن1:منظور از لذت یک نظر جدید یعنی فقط وقتی می نویسه یک نظر جدید لذت میبرم وقتی به دو وبه بالا میرسه اون لذت وجود نداره

پ ن2:  نویسنده سعی اش را کرد تا کلمات را نشکند اما یکی در میان موفق شد .

والسلام

  • منِ مُبهم

فردا انجامش میدم...

دوشنبه, ۱۸ بهمن ۱۳۹۵، ۱۲:۱۶ ب.ظ

وهرگز در مورد کاری نگو :«من فردا آن را انجام می دهم...»

.

.

.

"آیه 23 سوره کهف"


قطعا اگر منظور خدا مستقیم به نبوده ،مطمئنم غیر مستقیم داره به خود خوده من اشاره میکنه.

 پروسه تعویض گواهی نامه ام به همین دلایل عقب اُفتاد..

کلیک


پ ن :تنبل نباشید

  • منِ مُبهم

15بهمن95

جمعه, ۱۵ بهمن ۱۳۹۵، ۰۵:۲۶ ب.ظ

هیچ روزی به اندازه این روز برایم مهم نیست.

15بهمن به خودمان مبارک.

این روز را همیشه در وبلاگهایم تبریک گفتم.

....



پ ن: ما برق نداریم گیلان در خاموشی است...فقط با یک برف کوچک

مدیریت بحران:|

اداره برق:|

برف:|



  • منِ مُبهم

گویش شیرین

پنجشنبه, ۱۴ بهمن ۱۳۹۵، ۱۲:۳۸ ق.ظ
  • منِ مُبهم

حماقت های لعنتی

پنجشنبه, ۳۰ دی ۱۳۹۵، ۰۱:۲۹ ق.ظ


ضجر آورترین کار برای من کاری بود که می دانستم اشتباهست اما انجامش دادم...

حالا سالهاست که گذشته ومن با یاد آوری آن اشتباه فقط یک کلمه به زبان می آورم: خاک بر سرت...


کاش میشد آن قسمتی از حماقتهایم که در مغزم بایگانی شده رو پیدا کنم واز آرشیو حافظه بلند مدت به سطل زباله انتقال بدم، درس گرفتیم حداقل دیگر به یادش نباشیم... 


  • منِ مُبهم

دیوار حاشا بلنده ...تکیه داده

شنبه, ۲۵ دی ۱۳۹۵، ۰۲:۱۰ ب.ظ

اغراق نکنم ،قصدش شستن تمام کوچه بود.

آن هم در این خشکسالی ...

نگاهش کردم، شاید بتواند معنی نگاهم را ترجمه کند.

اما نتوانست، زیرنویس لازم بود...

دست خودش نبود؛  فرهنگ در وجودش نهادینه نشده بود ...

واز او بی فرهنگ تر من بودم ! حرفی از اعتراض ام نزدم و رد شدم...

 

میدانید این روزها هیچکس کاراشتباهش را گردن نمیگرد...

وتو ترجیح میدهی ،سکوت کنی و آدم خوبه ی داستان بمانی...

 

 

واین سکوت کردن ها نهایت خودخواهیست...:(

 

 


 

  • منِ مُبهم

وَســطی

جمعه, ۲۴ دی ۱۳۹۵، ۱۰:۵۴ ق.ظ

این نوشته را یکی برایم فرستاد،خیلی دلم برایش سوخت:'(

خواستم بگویم بله ما وسطی ها همیشه در تاریخ مظلوم واقع شدیم...

هیچ نوشته ی ادبی برای وسطی ها نیست...

نه خبری از لیدری است ،نه خبری از نازداری...

ماها حکم آن خَیری را داریم که نمیخواهد ریا کاری کند ودلسوزی هایش مخفی ـست،به فکر همه هست اما در چشم ها نیست ،کارهایش دیده نمیشود ...

چون وسطی ها مستقل تر از این حرفها هستند که برای مقام کار کنند...

ماها فقط به چیزی فکر میکنیم که درست است..

ما ها تافته جدا بافته ایم...

ناراحت نباش رفیق

 


  • منِ مُبهم