منِ مُبـــهم

به نام خداوند بخشنده ی مهربان

خانوم مُبهم هستم.💙

کُپی باذکر منبع مانعی ندارد...


طبقه بندی موضوعی

۲۰ مطلب در آذر ۱۳۹۵ ثبت شده است

مردی که موش آزمایشگاهی شد

سه شنبه, ۳۰ آذر ۱۳۹۵، ۰۶:۴۰ ب.ظ

یکی از خصلتهای خوب آقایون نسبت به خانوم ها این است که اگر از آنها نظر بخواهید راستش را میگویند ومثل خانومها ادا ندارند.

مثلا این را درست کردم تا Moبخورد ونظرش را بگوید...تا اگر مایه آبرو ریزی است خانه ی مادرم نبرم.

او هم خورد نه تنها گفت : بد مزه بود بلکه اعتراف کرد که الان دلپیچه دارد😎

یعنی عاشق این دل بست آوردنشان هستم...




  • منِ مُبهم

مجاز های ابدی

يكشنبه, ۲۸ آذر ۱۳۹۵، ۰۱:۲۲ ق.ظ

بی جا کردی...

مگه من میذارم...

مگه دست خودته...

حرفشم نزن...

و....

همه ماگاهی به این جملات نیازمندیم.

این حرفها نشان دهنده این است که برای کسی مهم هستیم.قرار نیست شخصیت مهمی یاخاصی آنها را بگوید ،یک دوست مجازی هم می توانند با این حرفها جان یک وبلاگ را از دست توهم بلاگر نجات دهد.

بعضی بلاگر ها نیازمند این جملاتند.



تمام کسانی که میخوانمتان مگر دست خودتان است ،حرفش را هم نزنید بمانید ،بنویسید وبدرخشید💎

  • منِ مُبهم

تو دیگر که بودی؟؟؟

جمعه, ۲۶ آذر ۱۳۹۵، ۱۲:۲۲ ق.ظ

خانوم راننده: آخه به چه دلیل جریمه ام می کنید؟

پلیس : سرعت غیر مجاز خانوم ...

خانوم راننده : سرعتم زیاد بود ولی حواسم بود با دقت می روندم.

پلیس:   :/





خب همین حرفها را میزنید که میگویند خانم ها راننده نیستند.-__-


  • منِ مُبهم

قرمه سبزی

پنجشنبه, ۲۵ آذر ۱۳۹۵، ۱۱:۲۹ ق.ظ

از بین هر صد نفر ایرانی یک نفر هست که قرمه سبزی دوست ندارد.

وازبین هر هزار ایرانی تنها یک نفر هست که قرمه سبزی را دوست ندارد ولی خوب میپزد .

وآن  یک نفر منم...




پ ن :رقمها را هم چشمی گفتم ...

  • منِ مُبهم

نذر غیر قانونی

چهارشنبه, ۲۴ آذر ۱۳۹۵، ۱۲:۰۱ ب.ظ

پدرم نظامی بود .

وما در منطقه ی نظامی زندگی میکردیم.

وسرباز زیاد می دیدیم ؛از فراش مدرسه بگیرید تا نانوا های آنجا همه سربار بودند.

خانه مان هم به محل رژه صبحگاهی نزدیک بود وهر روز صبح صداها می آمد .

دلم برای سربازها میسوخت ،اما بیشتر از همه قلبم برای سربازها روی برجک میسوخت .

سربازهایی که یخ میزدند ،سربازهایی که آن موقع گوشی نداشتند ،سربازهایی که زیاد با خانوادشان رابطه نداشتند سربازهایی که در شهر خود خدمت نمیکردند و..

تک وتنها روی برجک...

برای خلاص شدن از مشکلات آن زمان نذری کردم 

که به 10سرباز روی برجک لقمه بدهم .

مشکلات آن زمانمان حل شد. 

اما نذری که کرده بودم غیر قانونی بود وادا نشد.

نیتم درست بود اما به غیر قانونی بودنش فکر نکرده بودم.

حال

سالهاست که من این نذر را ادا نکردم وسالهاست که از نسل سوخته گان  سربازی میگذرد....

 


 

  • منِ مُبهم

انرژی مثبت خانه ما

دوشنبه, ۲۲ آذر ۱۳۹۵، ۰۲:۴۷ ب.ظ
 

خانه ی ما یک خاصیت خوبی دارد. 

آن هم انرژی مثبت در راه پله هاست.
هر مهمانی با دیدن آنها انرژی می گیرد وبا خوشحالی وارد خانه مان میشود.
با این چیزهای کوچک هم میشود کسی را خوشحال کرد.
کودک درونتان را قلقلک دهید:)
 
 
 

 
  • منِ مُبهم

پسر سر وزبان دار

يكشنبه, ۲۱ آذر ۱۳۹۵، ۰۳:۳۹ ب.ظ
پرونده ی انتخاب رشته ی اول دبیرستان MO عزیز را نگاه میکردم، 

به این نوشته برخوردم:|



فقط دلم میخواهد قیافه مشاوری که این را خوانده را در آن لحظه ببینم :)))))

با همچنین پسری زیر یک سقف زندگی می کنم:)) البته درشرف29 سالگیست ولی همچنان حال گیر قهاریست.





پ ن: این پست در بایگانی خاک می خورد.




  • منِ مُبهم

تو می دانی ومن نمی دانم...

شنبه, ۲۰ آذر ۱۳۹۵، ۰۸:۴۴ ب.ظ
بهترین روزهای زندگی اش را فقط در دنیای مجازی می گذراند.

دلم برای هیچکس نسوزد ،دلم برای خواهرم می سوزد.

کاش با فرزندانمان دوست بودیم.

کاش فرزندانمان را هدفمند تربیت می کردیم.

کاش...

فقط می دانم دشمن به اهدافش رسید.

نسل بی خاصیت در حال پرورش هستند ...

کاش آدمها متوجه شوند .

کاش رخ دهد آن اتفاق عظیم...
  • منِ مُبهم

تایید دروغ طور

جمعه, ۱۹ آذر ۱۳۹۵، ۰۷:۱۴ ق.ظ

 در جواب بعضی از دخترها در مورد سوال ،

 قیافه ام چطوره؟

در همه شرایط بگویید :عالی!!!

بعضی ها خوششان می آید دروغ شاخ دار بشنوند...

😔😔😔😔😔



  • منِ مُبهم

دیگر گذشت

پنجشنبه, ۱۸ آذر ۱۳۹۵، ۰۲:۱۵ ق.ظ

آنقدر در خانه تن پروری کردی ،که وضعیت این شد...


رگ دستانم بالا  آمده...

مثل دست های کاری ...

مثل دست های مادر ها...

 برایم عجیب ست.

مانده ام با دیدن اولین چروک بغل چشمانم چه عکس العملی نشان دهم.



پ ن:قدر جوونیتو بدونید.

برای شستن ظرفها هم از دستکش استفاده کنید .


  • منِ مُبهم