منِ مُبهم

از بزرگترین شهـــر شمالــی ایران

منِ مُبهم

از بزرگترین شهـــر شمالــی ایران

منِ مُبهم

به نام خداوند بخشنده ی مهربان



خانوم مُبهم هستم.

از بزرگترین شـهر شمالی ایران"رشــت"

خط خطی های ذهن ام را در اینجا می نویسم ،

اینجا امن ست.

حداقل برای من...

در واقعیت نمیشود خیلی از ،حرفها را زد!

محال است کسی را دنبال کنم و نخوانمش .

فقط بیشتر مواقع خاموشم مثل دنیای واقعیتم

خاموش وساکت...


کُپی باذکر منبع مانعی ندارد...



لینک کوتاه شده برای بلاگفایی ها:

http://l1l.ir/asil21

طبقه بندی موضوعی

۱۱ مطلب در آبان ۱۳۹۵ ثبت شده است


خودکشی خاموش یعنی آهنگ غم گوش بکنی و در خاطرات بدگذشته غرق شوی😔

کاش نرم افزار آلزایمر وجود داشت

آن وقت نصبش میکردم از خاطراتت گند راحت میشدم...

حداقل قرصش را اختراع کنید...

منِ مُبهم
۳۰ آبان ۹۵ ، ۱۸:۰۶

-به نام خداوند بخشنده مهربان

-سپاس خدایی که آفریننده ی جهان است.

-بخشنده ومهربان است

-صاحب روز جزا است.

-[چرا با من اون کارو کرد؟؟؟ ]

-مارا به راه راست هدایت فرما

-[بعد نماز این کارو و اون کارو میکنم]

-نه از گمراهان



اگر به آن دنیا برویم وبخواهند ویدیو چک نمازهایمان رانشانمان دهند ،بیشتر نمازهایمان این شکلیست...

خدایــــا حضور قلبی وذهنی در نماز خواندن رو به همه اعطا بفرما.

دوباره ذهن ام درگیر شده ونمازهایم با تمرکز نیست:(


منِ مُبهم
۲۸ آبان ۹۵ ، ۱۳:۲۳


فقط یک شمالی میدونه صبح بیدار شدن در این خونه ها باصدای خروس چقدر هیجان انگیز است.

در حیاط با آب خنک صورت بشوری .

هوای مه گرفته ونسیم خنک ...

چایی ،نعلبکی ،نباتی فومنی  ونون چوراک داغ وپنیر محلی

کنار چراغ نفتی...

وای خدا دلــــم خواست.


منِ مُبهم
۲۶ آبان ۹۵ ، ۰۱:۲۷


هر روز از کنار درخت خرمالویی رد میشوم .

 از اوایل قرمز شُدنش به آن توجه داشتم ،

هر وقت رد میشدم قربون صدقه اش میرفتم ،از بس که خوشرنگ وتُپل بود.

خواستم از آن عکس بگیرم ،که متوجه شدم صاحبش آن قسمتی که از دیوار بیرون بود را چیده.وقسمتهای داخلی رو نچیده!!!

بخاطر فکر خراب اش ناراحت بودم.

مگر قیمت یک کیلو خرمالو چقدر ست ؟؟؟

گفتم:

گدا خسیس وبدبخت




پ ن : فرومایه نباشد

منِ مُبهم
۲۲ آبان ۹۵ ، ۱۴:۴۷

اگر انسان منفعت طلبی هستید ،

به هیج وجه پایتان را در یک کفش نکنید تا به اُستادتان ثابت کنید حرف اش اشتباه بوده ویا اشتباه گفته ...

والا باید قید اهداف پیش رو ،را بزنید ؛مخصوصا اگر چشم هایش رو درشت کند ومتوجه بشود ضایع شده ،

مطمئن باشید در فکر اینست ،پوزتان رو به خاک بمالد😒



پ ن :یکی نیست به من بگه :بابا تو خودت عقل کلی ! لطفا یکم لال بمیر😔😔😔

منِ مُبهم
۱۷ آبان ۹۵ ، ۰۰:۰۲

بهترین قسمت زندگی اینکه باخودت در صلح باشی وراه به راه توهم نزنی.

کاش حرفای دیگران اینقدر مهم نبود که به دل بگیریم .

کاش آدم ها زبون مثل مار نداشتند.

کاش بلد بودیم چطور با مکانیزم بدنمون کار کنیم.


¤درجهان گریاندن آسان است.

اشکی پاک کن...

منِ مُبهم
۱۶ آبان ۹۵ ، ۱۰:۲۱


میدونید بدترین مُجازات آن دنیا چیست؟؟؟

این که خدا به شما توجه نکند چون این دنیا بهش توجه نکردید...

خدایا مگه نمیگی رفیقی...

پس تو هر دو دنیا رهام نکن  ...



منِ مُبهم
۱۵ آبان ۹۵ ، ۰۹:۵۵
 

یکی از چیزهایی که یک آقا رو خوشحال میکند ،این است که به حرف هایش گوش بدید :)

 
وبگویید :چشم
 
 
من که هرزمانی استفاده کردم ،آخر اش حرف خود ام شد...http://goli88.persiangig.com/image/Smilies/icon_mrgreen.gif
 
 
 
 
منِ مُبهم
۱۴ آبان ۹۵ ، ۱۰:۴۹


این ختم گروهی آنلاین ست


میزان شراکت ، صلوات برای نزول باران رو ببینید ؛

ومیزان شراکت برای صلوات برای ظهور امام زمان (عج)...


چقدر غریبانه ست... ...

ماهایی که بارون رو ترجیح می دهیم حالا حالا تنهاییم...

هی هییی خیلییی بی انصاف ایم😢😢😢




این روزها...

بی مهدی

باران هم بوی تشنگی میدهد...

اللهم عجل لولیک الفرج


منِ مُبهم
۱۲ آبان ۹۵ ، ۱۲:۲۹



یکی ،انیمیشنه خوب  ،یکی نقاشی حالم را خوب میکنند.

صبح این انیمیشن را دیدم.

 مثل در جستجوی نمو قشنگ بود.

عاشق شخصی هشت پا شدم3>




پ ن :از قالب وبلاگ ام خسته شد ام ...

بقول نویسنده وبلاگ خالی کردن ذهن ،قالب مثل سبیل ست ....

اگه بزنی ش عوض میشی...

سبیلت را نزن آقا!!!


پ ن :قالبم عوض شد

منِ مُبهم
۰۷ آبان ۹۵ ، ۱۵:۲۹

سرما برای خیلی از افراد یک رخداد معمولی ست.

اما برای من کابوسی غصه دار بود.

کابوسی که از اول دبستان تا فارغ التحصیلی ام به همراه داشتم.

سرمایی که باعث میشد ،دستم راستم خشک بشود وجایگاهم در همه مقاطع تحصیلی کنار بخاری باشد.

بد تر از آن این بود ،امتحانات رااول ساعتهای کلاس میگذاشتند.

وباید کلی ازاستاد یامعلم خواهش میکردم تا صبر کنند.

وهمیشه این نصیحت رو می شنیدم ،

چرا سعی نمیکنی با دست چپ بنویسی؟؟؟

وناگفته نماند من تمام سعی ام رو کردم ،اما دست چپم تخسی بیش نبود وبا این قضیه کنار نیامد.

ومن ماندم و

غصه 

وغصه 

وغصه

منِ مُبهم
۰۱ آبان ۹۵ ، ۰۵:۵۹