منِ مُبهم

از بزرگترین شهـــر شمالــی ایران

منِ مُبهم

از بزرگترین شهـــر شمالــی ایران

منِ مُبهم

به نام خداوند بخشنده ی مهربان



خانوم مُبهم هستم.

از بزرگترین شـهر شمالی ایران"رشــت"

خط خطی های ذهن ام را در اینجا می نویسم ،

اینجا امن ست.

حداقل برای من...

در واقعیت نمیشود خیلی از ،حرفها را زد!

محال است کسی را دنبال کنم و نخوانمش .

فقط بیشتر مواقع خاموشم مثل دنیای واقعیتم

خاموش وساکت...


کُپی باذکر منبع مانعی ندارد...



لینک کوتاه شده برای بلاگفایی ها:

http://l1l.ir/asil21

طبقه بندی موضوعی

۱۸ مطلب در اسفند ۱۳۹۴ ثبت شده است


چند روز دیگه عید است.
اگر بخوام جمع بندی کنم سال متوسط رو به خوبی بود.
اوایل سال داستان  دکتر شروع شد که هنوز ام ادامه دارد ...
خراب شدن بلاگفا وپاک شدن آرشیو 93 ،قهر کردن از بلاگفا ومهاجرت به بیان 
اواسط سال عوض کردن مسیر زندگی من و MOبود که خیلی خوب بود
پیدا کردن دوستای خوبی در بیان
و...


فقط یک چیزی این وسط ذهنم را درگیر میکرد که چرا من اینقدر از مردم نالیدم؟!
به این نتیجه رسیدم که من از اخلاق های بد مینویسیم تا اخلاق بد را اصلاح کنم.

اخلاقایی که ضجرمون میدهند شاید یک تلنگر باشد ...

البته من خوب مطلق نیستم اما خصوصیات بدی که ندارم را زیر سوال میبرم تا یادم بماند که راه را عوضی نروم.
هرچند این وسط باید اخلاقای خوب دیگران را هم مدح کنم ،انشاالله سال بعد از اخلاق خوب دیگران هم می نویسم .

منِ مُبهم
۲۶ اسفند ۹۴ ، ۱۲:۳۵

همیشه سعی میکردم در مورد عقایدم صحبت نکنم وبیشتر مخفی کاری میکردم.

تا همه را راضی نگه دارم ،همه را با هر عقایدی داشته باشم .

اما وقتی فقط یکمی از عقایدمرا بروز دادم ،چهره واقعیه خیلی ها را شناختم .

کسایی که میگویند موسی به دین خودش عیسی به دین خودش!!!((هرچند این دوتا ته تهش یه چیز میگویند))

همونایی که اینا هستند=>کلیک


حالا تصمیم دارم خجالت نکشم وعقایدمو بگویم.

آنها باید خجالت بکشند که  از عقاید کثیف  وظاهر وباطن دروغشان حرف میزنند!!!

این را نوشتم تا بگویم آدما سفت وسخت پای حرفهایشان می مانند ،شما هم خودتان را قربانی دیگران نکنید.

همان بهتر که رفتید  و به من یک درس خوب دادید.


آدما همیــــشه دنبال لیاقتشان میروند.


منِ مُبهم
۲۵ اسفند ۹۴ ، ۱۴:۲۱

جاده فومن یکی از بهترین منظره هــا در گیلانه .

اصلا از آن خسته نمیشوم.

این درختا از اردیبهشت تا تابستون دیدن دارد.

اگر روزی به گیلان آمدید حتما به غرب گیلان سفر کنید

[نویسنده این وبلاگ در حال تبلیغ وجذب توریست برای استانش می باشد]

با کیفیت اصلی ببینید:)

دانلود کنید


منِ مُبهم
۲۴ اسفند ۹۴ ، ۱۵:۵۳
کاشکی همه آدما مثل تو بودن
هم درکم میکنی ،
هم به من اعتماد داری ،
هم من را در اولیت کاریت قرار میدهی ،
هم به تفکرم احترام میگذاری ،
هم یک خانوم تحصیل کرده هستی که همیشه مشاورمی ،
هم با من راحت هستی ،
هم همیشه بیادمی
هم معرفت داری
هم اصلاحم میکنی
هم....
 
آخر مگر میشود یک آدم ،همه چیز تمام باشد ماشاءالله یعنی من هر چه بگویم کم گفته ام...
آنقدر جذبه دارد  که نمیتوانی ازاو دل بکنی .
خوش بحالش با این اخلاق های خوبش.

فقط یک اخلاق بد دارد خیلی بدقول است:))




یعنی بهترین آرزو برایتان این است که خدا یک رفیق عالی مثل فایزه به شمابدهد:)


منِ مُبهم
۲۳ اسفند ۹۴ ، ۱۹:۳۹

جهالت محض این روزا ،حتما ببینید


دانلود کنید




منِ مُبهم
۲۲ اسفند ۹۴ ، ۱۵:۲۵
روز درختکاری با گل سُنبلم حرف زدم وتوجیح اش کردم که  عیده نزدیک است ،باید بیرون بیایی 
آنوقت اینقدر در آمده گل سنبلم 


نخواستم توذوقش بخورد اما ماعید نیستیم ومتقابلا سفره هفت سین هم نداریم


منِ مُبهم
۲۱ اسفند ۹۴ ، ۱۲:۴۰

شُمال به سه قسمت تقسیم میشود :

1/گیلان
2/مازندران
3/گُلستان


این ها با هم خیلی فرق دارنه از لهجه وگویش بگیرید تا خیلی چیزهای دیگر که نمیشود گفت.
مثل کردستان وکرمانشاه وایلام که فرق دارند.

از بچگی تفهیم این فضیه  به مردم برایم یک مُعضل بود این را فقط یک گیلانی میفهمد :8

منِ مُبهم
۱۸ اسفند ۹۴ ، ۲۳:۳۶

چند وقتی بود که احساس میکردم اینورا می پلکد!!!

قلبم تند تند میزد!!!

براب  همین تصمیم گرفتم سوپرایزش کُنم ،غذایی که خیلی دوست داشت را برایش خریدم !!!

حالا بعد چند روز لاشه اش را پیدا کردمD:

سوسکه ،مجبور به خانه تکانی اجباریم کرد ،پس حق اش بود بمیرد:|

منِ مُبهم
۱۸ اسفند ۹۴ ، ۱۲:۳۵

آلبوم 6 فرزاد فرزین خریدم خیلی خوبه 


گوش بدهید باهندزفری:)


منِ مُبهم
۱۶ اسفند ۹۴ ، ۱۴:۳۳

الان متوجه میشوم فرق ما با نسل گذشته در چیست.

نسل گذشته خیلی قانع تر ،بساز تر ،با درک تر بوده.

امانسل من اینطور نیستند...

در گذشته تعداد فرزندان زیاد تر  وتوجه به فرزندا کم تر بوده واین باعث شده که نسل قبلی جسارت کمتری داشته باشند.

اما خود من بیشتر مواقع  همه چیز در دسترسم بوده واگر یک زمانی نه بشنوم ،عصبانی وشاکیم .



نتیجه: هر وقت مادرتان از شما یک چیزی میخواد نه نیاورید چون با نه شما قانع میشوند ،حتی اگر  در دلشان این نباشد3>

منِ مُبهم
۱۴ اسفند ۹۴ ، ۱۹:۰۱
خدا پدر بیان رو بیامرزد که گزارش کُپی برداری را داده

دزدی کاربدیست:|



منِ مُبهم
۱۴ اسفند ۹۴ ، ۱۵:۰۱




اگرروزی به گیلان آمدید وخواستید غذای محلی سفارش بدهید ،

هیچ وقت باقلا قاتق سفارش ندهید!!! زیادی بزرگش کرده اند ،اصلا خوشمزه نیستB=

این غذا جز غذای دست دو ما محسوب میشود وهیچوقت برای مهمانمان این غذا را نمی آوریم :|



منِ مُبهم
۱۱ اسفند ۹۴ ، ۱۸:۲۵
جواب بدی فقط یک چیزه ،بــــــــــی تفاوتی顔文字 のデコメ絵文字
منِ مُبهم
۰۹ اسفند ۹۴ ، ۲۳:۰۱

یه آدمایی هستن که به آزادی-بیان تاکید دارن وخواهانش  هستند....

اما هیچ چیزی از آزادی-بیان نمی دانند !!!!هـــــــــــیچ چیز.

آزادی بیان بهانه است  ،فقط میخواهند نظر خودشان رل بالا نگه دارند وبه همه بگویند این درست است.

فقط کافیست برخلاف میلشون باشی ،باطن خبیث شان را رو میکنند.


خدا رو شکر  مبکنم که دوستانی دارم که اصلا شبیه هم فکر نمیکنیم 

 ولی شدیدا به عقاید هم احترام میگذاریم واصلا عقاید هم رابازیچه ومسخره نمیکنیم:)

احترام همیشه برای ما با این عقاید احترام می آورد:)





پ ن :اگر نظر مخالفی داریم با دلیل منطق حلش کنیم نه با جبهه گیری فحش ودعوا اینطوری فقط خودمان را زیر سوال میبریم.

منِ مُبهم
۰۷ اسفند ۹۴ ، ۲۳:۴۵

نشود فاش کسی آنچه میان من و توست
تا اشارات نظر، نامه رسان من و توست
گوش کن با لب خاموش سخن میگویم
پاسخم گو به نگاهی که زبان من و توست


روزگاری شد و کس مرد ره عشق ندید
حالیا چشم جهانی نگران من و توست
گرچه در خلوت راز دل ما کس نرسید
همه جا زمزمه عشق نهان من و توست




منِ مُبهم
۰۵ اسفند ۹۴ ، ۲۳:۳۸

بعد از عوض کردن مسیر زندگی ام وفهمیدن حقایق پشت پرده:) و دل کندن از خیلی ها وخیلی چیزا

وپاک کردن بازی clash of clansبا مسئولیت کو-لیدری D:

در زمان قبل


وپاک کردن اینستگرامم در مرحله سوم در زمان حال نشان داد که از اراده قوی برخوردارم ومیتوانم رویش حساب بار کنم:)


مُعتاد بودن وترک این ها خیلی سخت است .

اصلا وقت فکر کردن نداشتم.

بنظر من آدم باید از یک جا شروع کند 

میتوانستم این وسط هنری یاد بگیرم یا شکوفایش کنم ولی بیهوده گذشت :/

دکتر فرهنگ در یکی از  سمینار هایش یک حرف قشنگی زد گفت یه کاغذ بردارید از خودتون بنویسید خودتان را بهتر بشناسید

ببینید چکارا ازدستتان برمی آید. 


بعضی از مردم می خواهند اتفاقی بیفتد ،بعضی دیگر آن را میسازد.


منِ مُبهم
۰۴ اسفند ۹۴ ، ۱۹:۳۲


من همیشه در مقابله با حرفایی که به من زده میشود معمولا غیر مستقیم خیلی به مشکل بر میخوردم!


معمولا آدمای زود رنج همه چیز رو بخودشان  میگیرند و نمیتوانند قبول کنند که شاید آن حرف غیر مستقیم به آنها نبوده ،خود من کُلی دلیل می تراشیدم که به این دلیل وآن دلیل منظورش به من بوده است:|


هیچ کس نمیتوانست کمکم کنه چون ذهنم مریض بود ومیگفتم وقتی این را گفته ،پس حتما من هستم

پس باید جواب دندان شکنی  بدهم:/خیلی وقتا من جواب نمیدادم ودر خودم میریختم اما از درون میسوختم:|


اما با این رفتارا حالم خوب نمیشد .

باید یه فکری به حال زود رنجیم میکردم...

یکی از راه هایی که میتوانستم خودم را از زود رنجی خلاص کنم این بود:


اگر حرفی ناراحتم کرد تجزیه وتحلیلش کنم.ببینم از چه کسی به من زده شده ،کلماتی که از روی کینه وحسد زده می شوند دور انداختنی هستند نه جذب شونده.

من باید فکرم را از نظرات مردم در مورد خودم خلاص میکردم.من برای خودم زندگی میکنم نه مردم ..در این مسیر خیلی ها سنگ میزنند ،من که نباید سنگا رو جمع کنم .


خودتا ران دوست داشته باشید افکار پوچ وحرص جوش ته تهش بیماری بدنبالش دارد



((بشر آن قدری که از فکر حوادث ناراحت می شود، از خود آن حوادث زحمت نمی بیند))
منِ مُبهم
۰۲ اسفند ۹۴ ، ۱۶:۱۳

 

 

منِ مُبهم
۰۱ اسفند ۹۴ ، ۲۰:۴۱