منِ مُبهم

از بزرگترین شهـــر شمالــی ایران

منِ مُبهم

از بزرگترین شهـــر شمالــی ایران

منِ مُبهم

به نام خداوند بخشنده ی مهربان



خانوم مُبهم هستم.

از بزرگترین شـهر شمالی ایران"رشــت"

خط خطی های ذهن ام را در اینجا می نویسم ،

اینجا امن ست.

حداقل برای من...

در واقعیت نمیشود خیلی از ،حرفها را زد!

محال است کسی را دنبال کنم و نخوانمش .

فقط بیشتر مواقع خاموشم مثل دنیای واقعیتم

خاموش وساکت...


کُپی باذکر منبع مانعی ندارد...



لینک کوتاه شده برای بلاگفایی ها:

http://l1l.ir/asil21

طبقه بندی موضوعی

واقع بین بودن یا نبودن؟؟؟

سه شنبه, ۲۱ دی ۱۳۹۵، ۱۱:۱۸ ق.ظ

فکرش را بکنید.

در خانواده ای به دنیا بیایی که پسر زا هستند ودر میان آن همه پسر تو تک دختر باشی .

دختری که وقتی بوسش میکنند صورتش را جلوی چشمها یشان پاک میکرد!!!

دختر نچسبی که وقتی نازش میکردند چشم غره تحویلشان می داد.

پادشاهی می کردم...

همه چیز خوب پیش میرفت ،تا اینکه خواهر کوچکم به دنیا آمد .

وتمام کاسه وکوزه مان را شکست.

شاید این موضوع میتوانست بهترین  دلیلی باشد تامتقاعدم کند که به روزهای خوش دل نبندم و واقع گرا باشم...

اما نخواستم متوجه باشم ،هیچ چیزی چه خوب وچه بد دایمی نیست...

وهمه یمان این اشتباه را بارها وبارها تکرار میکنیم...

ودل می بندیم به چیزهای گذری ...

وباز چوبش را میخوریم...

وباز دل می بندیم..

و..


واین داستان به همین شکل ادامه دارد...


۹۵/۱۰/۲۱
منِ مُبهم