منِ مُبهم

از بزرگترین شهـــر شمالــی ایران

منِ مُبهم

از بزرگترین شهـــر شمالــی ایران

منِ مُبهم

به نام خداوند بخشنده ی مهربان



خانوم مُبهم هستم.

از بزرگترین شـهر شمالی ایران"رشــت"

خط خطی های ذهن ام را در اینجا می نویسم ،

اینجا امن ست.

حداقل برای من...

در واقعیت نمیشود خیلی از ،حرفها را زد!

محال است کسی را دنبال کنم و نخوانمش .

فقط بیشتر مواقع خاموشم مثل دنیای واقعیتم

خاموش وساکت...


کُپی باذکر منبع مانعی ندارد...



لینک کوتاه شده برای بلاگفایی ها:

http://l1l.ir/asil21

طبقه بندی موضوعی

ناشناخته

سه شنبه, ۷ دی ۱۳۹۵، ۰۲:۴۲ ق.ظ

 

 

مثل غریبه ها از کنار هم گذشتیم.

او ویک پسر غریبه.

اصلا انگار نه انگار که هم را می شناسیم.

لبخندی که بر لبش بود تغییر کرد ،لبخند تلخی زد .

 

شوک آورترین این بود که چه دلیلی دارد از تو مخفی کند

کسی که همه رازهای هم را می دانید.

آدمها چقدر مخفیانه عوض می شوند...

حتی خواهرت

 

۹۵/۱۰/۰۷
منِ مُبهم